محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
344
آثار عجم ( فارسى )
خلاصه ، در آن عرصه ، صورت 2 نفر سوار را نقش نمودهاند كه در دست يكى از آنها ، حلقهاى است و آن دست را دراز نموده ؛ « سوار ديگر ، دستى به سوى آن حلقه برده ( اين همان حلقهء معاهده و بيعت است ) . لباس و جامههاى آنها بسيار بلند و دامنهدار است . سوارى كه در طرف دست راست واقع شده ، تاجى بر سر دارد و سوارى كه در طرف دست چپ است ، پرى بسيار بزرگ بر كلاه زده و يك نفر پياده ، عقب سر آن ، آلت مگسپران را دارد ؛ دو نفر هم پشت سمّ اسبها ، به خاك افتادهاند ؛ يكى زير پاى اسب و پادشاه ديگرى ، زير پاى اسب پادشاه ديگر [ 200 f ] ؛ مثل اين است كه ساجد باشند و يا اينكه احتمال دارد كه آن دو پادشاه ، اين دو نفر را پايمال مىنمايند ؛ چون صورت آن دو نفر خراب و محو گرديده ، درست معلوم نمىشود ؛ همين قدر سر آنها ظاهر است ؛ العلم عند اللّه - تعالى - وقتى در يكى از كتب جغرافيا به زبان انگليسى ديدم ، نوشته بود كه نزديك تخت جمشيد ، آنجا كه نقش رستم نام دارد ، صورت دو سوار است : يكى از آنها اورمزد است و ديگرى اردشير بابكان ؛ و اسم اردشير ، « ارتك سرسز » بود ، به تقلّب زمان ، اردشير شده . و در شانهء اسب هر دو سوار ، به زبان پهلوى خط نوشتهاند و روى سر سوار دست راست ، تاج است و مويهاى پيچ پيچ دارد كه روى شانهاش ريخته است و با سبيل است و دم ريش را چيده ، در دست آن ، حلقهاى است به اصطلاح شاهان ساسانى كه به آن حلقه اعتقاد داشتهاند ؛ زيرا كه آن حلقه ، كليسيا « 1 » و معبد آنهاست و صورت سوار دست چپ كه اردشير است ، كلاهى دارد مثل فانوس ، دست چپ خود را بلند كرده ، آورده پيش دهن ؛ و عقب سر پادشاه ، شخصى ايستاده ؛ مگسپران به دست گرفته است ؛ و در سر اسبها ، لجام و دهنه و حلقهدار است و خيلى قشنگ است و در زير پاى اسبها ، دو نفر آدم افتادهاند به خاك كه به دور گردن يكى از آنها ، مار پيچيده است و احتمال دارد كه آن صورت ضحّاك باشد كه خفّت و ذلّت او را خواستهاند بنمايند ؛ يعنى اگر چه در حيات نيست ، ولى در عالم برزخ « 2 » ، خوار است و احتمال هم دارد كه صورت اهريمن « 3 » باشد كه مقابل يزدان است ؛ پستى و ناكسى او را خواستهاند برسانند . امّا ترجمهء خطوطى كه در آنجاست : روى سينهء اسب سوار دست راست ، به پهلوى نوشته : « صورت مجسّمه از اورمزد » .
--> ( 1 ) . به كسر اوّل ، پرستشگاه مجوس و نصارى و غير هم است . ( 2 ) . معنيش سابقا گذشت كه زمان ما بين مرگ و قيامت است . ( 3 ) . نيز معنيش مرقوم شد كه ديو و شيطان است كه راهنماى بديهاست به اعتقاد ايشان .